رئیس جمهور آرژانتینِ خاویر میلی
درسی سخت اما حیاتی برای فردای
سقوط نظام درایران
وقتی خاویر میلی در سال ۲۰۲۳ رئیسجمهور آرژانتین شد، این کشور صرفاً با «مشکل اقتصادی» روبهرو نبود؛ بلکه آرژانتین مانند ایران ورشکستهٔ ساختاری بود—کشوری که نه بر پایه واقعیت، بلکه بر اساس توهم اداره میشد.
دههها پوپولیسم، چاپ بیرویه پول، یارانههای کور، و طبقهای سیاسی که دولت را ملک شخصی خود میدانست، اقتصاد را از درون تهی کرده بود .میلی وارث یک اقتصاد نبود؛ او وارث صحنهٔ یک جنایت اقتصادی شد .او از همان روز اول وعدهٔ رفاه نداد .او وعدهٔ حقیقت داد .و دقیقاً به همین دلیل، اصلاحات او نهتنها برای آرژانتین، بلکه برای همه کشورهایی که اسیر سیاست فریب و وابستگی هستند—و بیش از همه برای ایران—اهمیت دارد.
آرژانتینِ واقعی: عبور از توهم به واقعیت
پیش از میلی:
تورم افسارگسیخته بود
یارانهها فقر را پنهان میکردند، نه حل
پول ملی در حال فروپاشی بود
بدهیها انفجاری افزایش یافته بود
جامعه در دام وابستگی به دولت گرفتار شده بود
پاسخ میلی شعار نبود .او دست به جراحی ساختاری زد.
یارانههایی را قطع کرد که به اعتیاد دائمی تبدیل شده بودند.
کنترل قیمتها را که کمبود و فساد میآفرید، لغو کرد.
هزینههای دولتی را که به چاه بیانتها بدل شده بود، کاهش داد.
اقتصاد را از زیر آوار مقررات خفهکننده بیرون کشید.
این اصلاحات دردناک بودند—و باید هم دردناک میبودند—چرا که سیستم قبلی، کشور را بهتدریج میکُشت. دردِ حقیقت در برابر آسایشِ دروغ ,یکی از مهمترین درسهای آرژانتین این است:
حقیقت درد دارد؛ اما دروغ میکُشد.
پیش از میلی، آمارها جعلی بودند.
تورم دستکاری میشد، کسریها پنهان میماند، و واقعیت با شکر و وعده پوشانده میشد .به مردم گفته میشد رفاه وجود دارد، در حالی که کشور در حال پوسیدن بود .میلی توهم را حفظ نکرد .او آن را درهم شکست .و بله—درد کوتاهمدت، افزایش فشار معیشتی، اعتراضها—بهای بازپسگیری حقیقت اقتصادی است .این تجربه چه میگوید برای ایران؟
ایران امروز آرژانتین نیست—اما دچار همان بیماریهای ساختاری است:
۱. اقتصاد دولتی و شبهدولتی
همانند آرژانتین، بخش عمده اقتصاد ایران در چنگ دولت و نهادهای رانتی است.
۲. بیثباتی پول ملی
تورم مزمن و سقوط ارزش پول، پسانداز و اعتماد را نابود کرده است.
۳. فرهنگ رانت و وابستگی
بخش بزرگی از جامعه به توزیع دولتی وابسته شده و انگیزه تولید تضعیف شده است.
۴. تحریف اقتصادی ناشی از انزوا
تحریمها ضعفها را تشدید میکنند؛ اما خالق ضعفها نیستند.
اگر ایران خواهان نجات واقعی است، نه مُسکنهای موقت، باید از تجربه میلی سه درس کلیدی بگیرد:
۱. صداقت، پیششرط اصلاح .هیچ کشوری با دروغ به توسعه نرسیده است.
ایران نیازمند:
بودجه شفاف
آمار واقعی تورم
سیاست پولی روشن
پایان فریب آماری
بدون صداقت، اعتماد شکل نمیگیرد؛ و بدون اعتماد، سرمایه، رشد و آیندهای وجود ندارد.
۲. اصلاح ساختاری، نه آرایش ظاهری
اصلاح واقعی یعنی تغییر سیستم، نه تنظیم درصدها.میلی یارانهها را «اصلاح» نکرد؛ او آنها را برچید .ایران نیز ناگزیر است:
نقش دولت را بازتعریف کند
یارانههای کور را پایان دهد
بوروکراسی ضدتولید را حذف کند
اقتصاد را به دست بخش خصوصی واقعی بسپارد
اصلاحات سطحی فقط فروپاشی را به تعویق میاندازند .اصلاحات ساختاری، بنیان میسازند.
۳. آیندهنگری بهجای محبوبیت لحظهای
میلی هزینه سیاسی داد—اعتراض، خشم، فشار—چون حاضر نشد آینده را فدای محبوبیت کند.
ایران نیز باید انتخاب کند:
آسایش کوتاهمدت؟
یا رفاه پایدار؟
رهبری واقعی نمیپرسد «چه چیزی آسان است؟» میپرسد «چه چیزی درست است؟»
شجاعت محبوب نیست—تا وقتی که جواب بدهد .داستان میلی، داستان ایدئولوژی نیست .داستان شجاعت است.
شجاعت شکستن توهمات تاریخی.
شجاعت روبهرو شدن با حقیقت.
شجاعت ترجیح آینده بر امروز.
مردم ایران توانا، خلاق و مقاوماند.
آنچه کم است، رهبری صادق است که حقیقت را بگوید و مسیر را نشان دهد.
آرژانتین امروز هنوز در درد است —اما دیگر دروغ نمیگوید .و ملتی که بر پایه واقعیت—نه افسانه—ساخته شود، در نهایت پیروز خواهد شد
خداوند نگهدار مردم ایران باشد
فریدون خویئ،
دبیر کل
JANUARY 4, 2026