«سوگند هرگز دوباره ایران»
مقدمه و بنیان تاریخی
قوم یهود که از زمان ویرانی اورشلیم به دست امپراتوری روم در سال ۷۰ میلادی عمدتاً در تبعید زیستهاند، در طول تاریخ بارها بدون اینکه هرگز ازارشان به کسی رسیده باشد، در سرزمینهای مختلف با اخراج، قتلعام، تبعیض و خشونت روبهرو شدهاند. این روند در قرون وسطی با اخراجها و کشتارها ادامه یافت و در قرن بیستم به اوج فاجعهبار خود در هولوکاست رسید؛ جنایتی که توسط رژیم نازی به رهبری آدولف هیتلر انجام شد و حدود شش میلیون یهودی قربانی شدند.
از دل این فاجعه تاریخی اصل «هرگز دوباره» پدید آمد — سوگندی تمدنی برای اینکه چنین جنایتی هرگز تکرار نشود. این اصل در شکلگیری کشور اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و تأکید آن بر توان دفاعی و بقا نقش اساسی داشت.
تجربه تاریخی ایران از تهاجم و رنج
ملت ایران نیز در طول تاریخ با تهاجمات و بحرانهای سهمگین روبهرو بوده است:
یورش تازیان و قتل عام ملت بیگناه ایران زمین در قرن هفتم میلادی بدون اینکه هرگز ازارشان به کسی رسیده باشد، و سپاه تازیان که ساختار سیاسی و فرهنگی کشور را دگرگون کرد.
یورشهای ویرانگر مغول ها به رهبری چنگیز خان در قرن سیزدهم که شهرهای بزرگ را نابود و جمعیت را قتلعام کرد.
دخالت و اشغالهای قرن نوزدهم و بیستم توسط قدرتهایی مانند بریتانیا، روسیه و سپس شوروی.
جنگ ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ و یورش عراق به رهبری صدام حسین که صدها هزار کشته و ویرانی گسترده بر جای گذاشت .این رویدادها آسیبهایی عمیق و ماندگار بر ساختار اجتماعی، اقتصادی و روانی ملت ایران گذاشتهاند.
همزمان در هرج و مرجهای ناشی از این اشغال خارجی بارها ملوک التویفی، حکومتهای خود خنده و خود کمه بسیاری روی کار مدند و فجایع بزرگی را موجب شدند تا اینکه رضا شاه اول پس از قرنها هرج و مرج و جنایت قاجار و بقیه سر و سامانی بکشور داد و شروع به ساختن کشوا مدرن و پیشرفته نمود و سپس فرزند او همین پروژه را پیش برد اند اما دستهای پنهان خارجی با استفاده از وطن فروشان داخلی و ملایان کشور را دچار هرج و مرج و عقب ماندگی کردند و به امروز رسیدیم که در برهه یک تصمیم گیری نهایی (دوباره هرگز) رسیده ایم.
اصل محوری: «تغییر نظام» و سوگند هرگز دوباره
وقتی از تغییر نظام سخن میگوییم، مقصود صرفاً جابهجایی قدرت نیست؛ بلکه بیداری تاریخی ملتی است که قرنها رنج دیده است. بنابراین باید سوگندی ملی شکل گیرد: دوباره هرگز
هرگز دوباره حکومت اجازه نداشته باشد با مردم خود ظالمانه رفتار کند.
هرگز دوباره بیکفایتی حاکمان کشور را در معرض سلطه بیگانگان قرار دهد.
هرگز دوباره حقوق و کرامت مردم قربانی قدرت شود.
پیشنهاد اجرایی
تشکیل «کمیته سوگند هرگز دوباره ایران» با مأموریت:
1. ایجاد آرشیو جامع فجایع تاریخی و نقض حقوق بشر.
2. گردآوری اسناد، شهادتها و پژوهشهای دانشگاهی.
3. آموزش نسل جوان درباره تاریخ واقعی.
4. تولید آثار پژوهشی و رسانهای.
5. طراحی سازوکارهای حقوقی و نهادی برای جلوگیری از تکرار استبداد.
چشمانداز پایانی
درس تاریخ روشن است: حافظه جمعی، سپر ملتهاست. ملتهایی که تاریخ خود را دقیق میشناسند، آینده خود را امنتر میسازند.
بنابراین «هرگز دوباره» باید به دکترین ملی، اخلاق مدنی و اصل قانون اساسی آینده تبدیل شود.
فریدون خویئ کارافرین برجسته و بنیانگذار اندیشکده البرز، ناشر چندین کتاب، بخصوص ( ایران ۲۰۵۰: چشم انداز نوین برای ایران نوین) و دبیر کل حزب لیبرال دمکراتیک ایران میباشد و از همان سال قبل از فاجعه اشغال کشورمان با انقلاب اسلامی تقلبی در مبارزه بوده است.