"تنها چیزی که باید از آن ترسید، خودِ «ترس» است"

تحلیل هفتگی‌ شنبه ها از میز دبیر کل

فریدون خویی
دبیرکل

بیست و هشت شهریور ۲۰۲۶

یکی از بنیادی‌ترین و ریشه‌ای‌ترین مسائل جامعه‌شناسی ایرانیان ترسِ نهادینه‌شده، محصول قرن‌ها استبداد، خشونت خانوادگی و نظام بیمار آموزش و پرورش مبتنی بر ارعاب است. خوشبختانه شکسته شدن این زنجیره هزار ساله را از همین نسل امروز و آموزش خانوادگی بدور از ترس آغاز شده است.

در این، مقاله‌ به تحلیل‌ این چالش بسیار حیاتی و سرنوشت ساز با محوریت نقل‌قول معروفی از پرزیدنت روزولت, یکی‌ از شجاع‌ترین روسای جمهور آمریکا در دوران جنگ جهانی‌ دوم و الهام از آن ادامه میدهیم:

"تنها چیزی که باید از آن ترسید، خودِ «ترس» است"

۱. ریشه‌های ۱۴۰۰ ساله:

چگونه روح یک ملت پس از حمله اعراب شکسته شد؟

تاریخ، شهادت می‌دهد که سرکوب و استبداد تنها با توپ و تفنگ در خیابان‌ها پایدار نمی‌ماند. دیکتاتورها، قلدرهای بی‌رحم و متجاوزانِ تاریخ همانند تازی ها و مغول ها و انگلیس و روس در عصر مدرن، راز طولانی‌شدن بقای خود را در یک عامل مهم میدیدند: تزریق رعب و وحشت به روح ملت و شکستن روح مبارزه از طریق رفتار وحشیانه و بی رحمانه و سپس ادامه ان در نظام تربیت کودکان جامعه در همان نخستین سال‌های زندگی.

این گفته دردناک و معروف را شنیده ایم که میگوید " گربه را باید جلوی درب حجله کشت" این مثلی‌ بود از اینکه داماد قبل از ورود به حجله برای ارعاب عروس بخت برگشته گربه‌ای را با لگد جلوی درب حجله با وحشیگری بکشد یا لگدی محکم به او بزند تا پیام خود را به عروس بینوا برساند که مبادا جرات پرخاش و مخالفتی داشته باشد.

برای بیش از هزار و چهار صد سال، خشونت خانوادگی و سیستمیک در جامعه ما ایرانیان سایه افکنده است. سیلی پدر در خانه و ترکه و چوب معلم در مکتب و مدرسه، بجای تربیت کودک، باعث شکستن روح و غرور، و جرات و جسارت و کشتن روحیه پرسش‌گری در کودکان مان شده است. شهروندی که از کودکی یاد گرفت برای بقا باید اطاعت کند تا صدمه نبیند و سکوت کند تا زنده بماند، در بزرگسالی به شهروندی تبدیل می‌شود که از ایستادگی در برابر بی‌عدالتی و متجاوزان، غارتگران و غاصبان حقوق شهروندی و طبیعی خودش هراس دارد. در کف خیابان و در جاییکه دهها و صدها مرد و زن تماشا می‌کنند دختر جوانی را بجرم مسخره حجاب اجباری کتک زنان بداخل ماشین اراذل اوباش نظام می‌کشند و بجزانگشت شماری از مردم که شجاعانه اعتراض میکنند بقیه در خود شهامت اعتراض و مبارزه ندارند، در حالیکه اگر مردم همگی باهم در هر کجا که چنین رفتاری را می‌بینند محکم و با اقتدار ایستادگی کنند در همان هفته اول انقلاب تقلبی ملایان شیاد و وطن فروش بساط خودرا جمع کرده بودند. زنجیرهای استبداد ابتدا بر ذهن و روح کودک بسته میشود و سپس همان کودک تبدیل به بزرگسال می‌شود و خودرا ملتی اسیر ترس میبیند.

۲. نسل امروز ایران زمین و شکستن طلسم ترس

خوشبختانه در چند دهه اخیر، ملت ایران بیدار شده و با اگاهی به این حقیقت دردناک تاریخی، رویکردی متفاوت در تربیت فرزندان پیش گرفتند. خانواده‌های دو نسل گذشته فرزندان خود را با عشق، احترام و بدون خشونت و ترس پرورش دادند و معجزه‌ای را به چشم خود دیدند.

فرزندان ایشان، همان جوانان شیردلی شدند که امروز در کف خیابان‌ها، لرزه بر اندام تفاله های باقیمانده سران جنایتکار و ادمکش ملایان و سپاه انداخته‌اند. انسانی که در فضای خالی از ترس رشد کرده، سرکوب، زورگویی، تجاوز و بندگی را نمی‌پذیرد. او بدرستی، آزادی را حق طبیعی خود می‌داند و برای دفاع از حقوق طبیعی و کرامت انسانی خود می‌جنگد و از مرگ هم نمیترسد.

همان‌طور که فرانکلین روزولت به زیبایی گفت: «تنها چیزی که باید از آن ترسید، خودِ ترس است.» وقتی هیولای ترس در ذهن انسان کشته شد، دیگر هیچ دیکتاتور و هیچ جنایتکار و قدرت متجاوزی توان ترساندن و عقب نشاندن او را نخواهد داشت و به همین دلیل است که سران ادمکش و جنایتکار نظام ملایان و سپاه در حال سقوط, در این روزهای آخر با قتل عام عریان ۵۴،۲۰۰ تن از دلبندان مان در دیماه و اعدام های وحشیانه هر روز امیدوارند که ملت شجاع ایران زمین را بترسانند.

این ملایان سراپا نجس و کودن، این شپش های خون اشام و وحشی درک نمی‌کنند که پدران و مادران خردمند ایران زمین به این حقیقت پی بردند که برای نجات فرزندان خود باید ایشان را از کودکی آزاد و شجاع و بدور از رعب و وحشت و حتی آماده کشته شدن در راه احقاق حق شهروندی خود تربیت کنند و این مأموریت تاریخی را به بهترین وضع ممکن و با موفقیت کامل انجام دادند و نسل جوان امروز ایران زمین نشان داده است که حتی در مقابل مسلسل های این جانیان وطن فروش کوچکترین ترس و واهمه ای ندارند و بزودی تفاله های باقیمانده حرامزادگان را به ذباله دانی تاریخ خواهند سپرد..

۳. فردای آزادی: قانون، آموزش و پرورش و قطع ریشه خشونت

برای اینکه جامعه ما دیگر هرگز اسیر ترس نشود، پس از بر چیدن این نظام فاسد و منفور و ادمکش که فاصله ای با ان نداریم، بسرعت وارد مرحله اصلی در مدارس و خانه‌ها می شویم. نخستین و حیاتی‌ترین اقدام در فردای آزادی، انقلاب در نظام آموزش و پرورش و تصویب قوانین بنیادین خواهد بود:

ممنوعیت مطلق هرگونه تنبیه بدنی و روانی در خانه و مدارس. والدین یا معلمین به هیچ وجه حق نخواهند داشت با خشونت، تنبیه بدنی و ارعاب، بی ادبی و فحاشی، روح کودک را خدشه‌دار کنند و به اعتماد بنفس کودک لطمه ای وارد کنند. آموزش حقوق شهروندی و تفکر انتقادی باید از همان سال‌های اول به کودکان آموزش دقیق داده شود که مسئولان، معلمین، کارمندان دولت، پلیس و انتظامات، از بالاترین مقام تا پایین تریندمقامات دولتی خادمان مردم هستند نه اربابان آن‌ها.

پرورش انسان شجاع و ساختن نسلی که مانند جوامع پیشرفته، در برابر کوچک‌ترین تعدی به آزادی‌های فردی و حقوق مدنی خود، شجاعانه و تا پای جان می ایستند، نیاز به یک چنین سیستم آموزشی دارد.

۴. فریادی که کابوس ملایان و سپاهیان جنایتکار است

امروز صدای خرد شدن استخوان‌های ملایان و سپاهی ادمکش به گوش می‌رسد، زیرا مردم رازِ بزرگِ مستبدان را کشف کرده‌اند که قدرت دیکتاتورها واقعی نیست؛ تنها بازتابی از ترسِ در وجود خود ماست.

هنگامی که جوانان ما در خیابان‌ها فریاد می‌زنند: «نترسید... نترسید... ما همه با هم هستیم»، این فقط یک شعار نیست؛ بلکه یک درمان ملی برای زخمی ۱۴۰۰ ساله است. این جمله‌ باید بر روی بزرگ‌ترین پوسترها نقش ببندد، دیوارها را بپوشاند و در گوشه گوشه خاک ایران زمین طنین‌انداز شود.

ترس، برابر با تاریکی و ذلت است و شجاعت، نور و سربلندی

با همبستنگی، پیمانِ ملی و شجاعت کامل، نسل دیکتاتورها را در خاک ایران زمین نابود خواهیم کرد. همان مرحله ای که امروز به آن رسیده ایم.

به سازمان دادن شوراهای محلی با قدرت و شجاعت ادامه دهید و آماده فراخوان ملی برای آخرین قیام ملی و باز پس‌گیری خیابان ها و نهادهای دولت از چنگ تفاله ها و دلقک های باقیمانده جنایتکاران پنهان در سوراخ موش ها آماده شوید.

بدانید که پرزیدنت ترامپ به تفاله های باقیمانده پیام روشن خودرا داده است:

اگر دوباره به شهروندان و ملت ایران شلیک کنید، دوباره مانند کشتن

خامنه ای ملعون و قاتلان همکارش، باقی شما را هم خواهیم کشت.

با مهر ابدی

فریدون خویی

دبیر کل