شکوه تمدن ایران و هنر مبارزه مسالمت‌آمیز برای آزادی

تحلیل هفتگی‌ شنبه ها از میز دبیر کل

تظاهرات عظیم مردم ایران در میدان آزادی تهران با بنرهای حزب لیبرال دمکراتیک ایران: دموکراسی، آزادی، حاکمیت قانون، وحدت در تنوع

شنبه — ۱۸ مهر ۱۴۰۵ / اکتبر ۱۰، ۲۰۲۶

فریدون خویئ
دبیر کل
حزب لیبرال دمکراتیک ایران

ما، مردم ایران، به جهانیان نشان داده‌ایم که چرا از ما به‌عنوان وارثان یکی از کهن‌ترین و بزرگ‌ترین تمدن‌های تاریخ بشریت یاد می‌شود. عظمت ما تنها در قدمت تاریخ، شکوه میراث فرهنگی یا سهمی که در پیشرفت تمدن انسانی داشته‌ایم خلاصه نمی‌شود؛ عظمت واقعی ما بیش از هر چیز در رفتارمان در برابر بی‌رحمانه‌ترین ستم‌ها، خویشتن‌داری‌مان در برابر تحریک و خشونت، و اراده‌مان برای بازپس‌گیری آزادی، بدون قربانی کردن انسانیت خویش، جلوه‌گر می‌شود.

هر ملتی که با حکومتی به این اندازه وحشی، جنایتکار، خون‌ریز و بی‌رحم روبه‌رو می‌شد، قطعا اسلحه به دست می‌گرفت تا با سرکوبگران جنایتکار خود بجنگد و آنان را از میان بردارد. هنگامی که معترضان مسالمت‌جو در خیابان‌ها به گلوله بسته می‌شوند، شهروندان بی‌گناه مان شکار، شکنجه و اعدام می‌شوند و هر راه اعتراض مدنی با خشونت پاسخ داده میشود، وسوسه مقابله با این ابعاد وحشیگری از طریق خشونت متقابل، به آزمایشی طاقت‌فرسا برای هر انسانی تبدیل می‌شود. با این همه، ما، مردم ایران، راه دیگری را برگزیده‌ایم.

ما تحمل‌ناپذیرترین رنج‌ها را تحمل کرده‌ایم. نقض گسترده و سیستماتیک حقوق طبیعی و آزادی‌های مدنی خود را به دست اوباشی تجربه کرده‌ایم که اسلام را به گروگان گرفته و دین را به ابزاری برای سرکوب تبدیل کرده‌اند. شاهد هولناک‌ترین جنایت‌ها علیه دختران و پسران عزیزمان بوده‌ایم؛ از جمله گزارش‌های تکان‌دهنده تجاوز و خشونت جنسی علیه زنان در زندانها و شکنجه و اعترافات اجباری و بازداشت.

در قتل عام اخیر دیماه فرزندان شجاعمان را دیده‌ایم که تنها به جرم مطالبه آزادی و کرامت انسانی، در خیابان‌ها به گلوله بسته شده‌اند. شاهد بوده‌ایم که مجروحان معترض را حتی در بیمارستان‌ها تعقیب کرده‌اند و ایشان را در همان تخت بیمارستان دوباره هدف گلوله قرار داده‌اند. پزشکان، پرستاران و کادر درمانی‌ای را دیده‌ایم که تنها به دلیل انجام وظیفه انسانی و نجات جان مجروحان، مورد تعقیب و آزار قرار گرفته‌اند و حتی جان خود را از دست داده‌اند. یک رژیم تا چه اندازه می‌تواند نسبت به مردم خود بی‌رحم باشد؟

با وجود این دریای رنج، با وجود خشم، اندوه و اشتیاق سوزانمان برای عدالت، ما از سقوط به سطح اخلاقی ستمگران جنایتکار خودداری کرده‌ایم. حتی در شرایطی که ما به سلاح دسترسی داشته‌ایم، به‌خوبی درک کرده‌ایم که تبدیل مبارزه‌مان به یک جنگ داخلی مسلحانه چه بهای وحشتناکی مانند کشته شدن هزاران هزار بیگناه خواهد داشت.

ما تاریخ خود را می‌شناسیم. می‌دانیم جنگ‌های داخلی میان مجرم و بی‌گناه تفاوتی قائل نمی‌شوند. این جنگ‌ها کودکان، مادران، پدران و نسل‌های کامل را می‌بلعند؛ شهرها را ویران می‌کنند، خانواده‌ها را از هم می‌پاشند و زخم‌هایی بر پیکر ملت بر جای می‌گذارند که شاید التیام آن‌ها قرن‌ها طول بکشد.

ما می‌دانیم ایرانی که در خون مردم خود غرق شود، نه‌تنها برای ایرانیان، بلکه برای سراسر جهان یک فاجعه خواهد بود.

ما حاضر نیستیم یک استبداد را با استبدادی دیگر، یا یک فاجعه ملی را با فاجعه‌ای دیگر جایگزین کنیم. ما نمی‌خواهیم به همان چیزی تبدیل شویم که با آن مبارزه می‌کنیم.

این ترس نیست. این ضعف نیست. این تسلیم نیست.

این است قدرت تمدن ایرانیان. خویشتن‌داری ما از ناتوانی در مبارزه سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از خردی سرچشمه می‌گیرد که می‌داند جنگ داخلی چه آتش ویرانگری می‌تواند برافروزد. صبر ما به معنای پذیرش ستم نیست؛ بلکه به معنای نپذیرفتن این واقعیت است که ستمگران، شخصیت اخلاقی و سرنوشت ملت ما را تعیین نمیکنند.

مبارزه مسالمت‌آمیز ما اعتراف به شکست نیست؛ اعلام این حقیقت است که آینده ایران باید بر پایه آزادی، عدالت، حاکمیت قانون و احترام به جان انسان‌ها ساخته شود.

ما مبارزه نمی‌کنیم که گروهی از ادمکشان را با گروهی دیگر جایگزین کنیم. مبارزه می‌کنیم تا حاکمیت کشورمان را به صاحبان واقعی آن، یعنی مردم ایران، بازگردانیم؛ حکومتی پاسخ‌گو در برابر شهروندان خود بنا کنیم؛ حکومتی که بداند خادم مردم است و نه ارباب ملت؛ دین را از دستگاه حکومت جدا سازیم؛ و کشوری بسازیم که در آن هیچ حاکم، روحانی، فرمانده نظامی یا جناح سیاسی‌ای فراتر از قانون نباشد.

ما ایرانی می‌خواهیم که در آن دخترانمان بدون ترس زندگی کنند، پسرانمان بدون هراس از تعقیب و سرکوب رؤیاهای خود را دنبال کنند، شهروندانمان بدون سانسور سخن بگویند و هر انسانی بتواند مطابق وجدان خویش ایمان داشته باشد، پرسش کند، باور کند یا باور نداشته باشد.

ما کشوری خواهیم ساخت که در آن لباس سرباز، روپوش سفید پزشک و صدای اعتراض مسالمت‌آمیز شهروند، به‌جای آنکه مایه هراس حاکمان باشد، شایسته احترام باشد.

اکنون که به پایان این کابوس رسیده ایم، از ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و همه کشورهایی که از آزادی و کرامت انسانی ما دفاع می‌کنند، سپاسگزاریم و می‌خواهیم اهمیت تاریخی مبارزه مردم ایران را درک کنند. ما خواهان همبستگی و حمایت اصولی آنان هستیم تا مردم ایران بتوانند گذار به آینده‌ای آزاد و دموکراتیک را با کمترین خشونت و بیشترین امنیت برای همه به انجام برسانند.

هدف ما تحمیل جنگی دیگر بر میهنمان نیست. هدف ما پایان دادن به سلطه وحشت، جلوگیری از خون‌ریزی بیشتر و گشودن فصلی تازه از صلح و شکوفایی برای ایران و سراسر منطقه است. اینک که مبارزه ما به زانو درآمدن این نظام سرکوبگر و پایان سلطه آن انجامیده است، این پیروزی پیش از هر کس متعلق به مردم ایران است: به زنان و مردان شجاعی که ایستادگی کردند؛ به زندانیانی که شکنجه را تحمل کردند؛ به خانواده‌هایی که فرزندان خود را به خاک سپردند؛ به پزشکان و پرستارانی که مجروحان را تنها نگذاشتند؛ و به چند میلیون ایرانیان در ذیاسپورا که یک لحظه کشور و هم میهمان خود را تنها نگذاشتند و به هر شهروند عادی‌ای که شجاعت را به تسلیم و امید را به نومیدی ترجیح داد.

تاریخ باید به یاد بسپارد که ما، مردم ایران دلایل فراوانی برای نفرت، انتقام و دست بردن به اسلحه داشتیم؛ اما درک کردیم که معیار واقعی پیروزی، شمار دشمنانی نیست که کشته می‌شوند، بلکه شمار انسان‌های بی‌گناهی است که جانشان حفظ می‌شود و آزادی‌هایی است که به آنان بازگردانده می‌شود.

بگذارید جهان، مردم ایران را نه‌فقط به خاطر تمدنی که از نیاکان خود به ارث برده‌اند، بلکه به خاطر انسانیتی که در سخت‌ترین آزمون‌های تاریخ حفظ کرده‌اند، بیش از پیش ارج نهد.

بگذارید جهانیان دریابند که تمدن کهن ایران، یادگاری خاموش از گذشته نیست؛ نیرویی زنده است که در شجاعت، خویشتن‌داری، خرد و پایبندی ما به اصول انسانی، حتی در برابر کسانی که اصول انسانی را زیر پا گذاشته‌اند، جلوه می‌کند.

ما عدالت می‌خواهیم، نه انتقام. آزادی می‌خواهیم، نه دیکتاتوری دیگر. صلح می‌خواهیم، نه جنگ داخلی. می‌خواهیم میهنمان را آباد کنیم، عزت ملی خود را بازگردانیم و بار دیگر در پیشرفت تمدن بشری سهمی شایسته داشته باشیم. و اینک که بزودی این کابوس پشت سر گذاشته میشود، بگذارید فرزندانمان بتوانند با افتخار بگویند که پدران و مادران و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ ایران ایستادگی کردند و اجازه ندادند آن تاریکی، بهترین ویژگی‌های ملت ایران را نابود کند.

این است شکوه تمدن ایران. این است هنر مبارزه مسالمت‌آمیز برای آزادی. و این است ایرانی که باید بسازیم: ایرانی آزاد، ایرانی صلح‌جو و ایرانی شایسته تاریخ پرافتخار و آینده بی‌کران خویش.

فریدون خویئ
دبیر کل
حزب لیبرال دمکراتیک ایران